بی صداتر از سکوت

..............

خاطرات

خاطرات قدیم چه هیاهویی راه انداخته در حیاط کلنگی ذهنم!

سرسام گرفته!!!!!

ناچار فریادهایی میزنم تا خودم را در سکوت بی تکلم احساسم گم کنم...

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:3 توسط Ro.na |


بی صدا تر از سکوت

وقتی میرفتی......................................

بی صدا تر از سکوت رفتنت را تماشا کردم

این که چگونه آنقدر بی رحم....

بی رحم تر از سیاهی شب...

من را...................

کسی که یعنی عشقت بود را

تک و تنها با یک دنیا خاطره تنها گذاشتی

و...........................................................................

رفتی

اما ایرادی ندارد شخصی با وفا تر از خودت را با من آشنا کردی

<<غم>>تا به حال لحظه ای تنهایم نگذاشته

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:39 توسط Ro.na |


گریه

دلت که گرفته باشد با صدای ترانه که هیچ....

با صدای دوره گرد خیابان هم گریه میکنی!!!!

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:54 توسط Ro.na |


ماهی های دق کرده

امروز دردهایم را به رودخانه سپردم

چه صیدی کرد صیاد از ماهی های دق کرده!!!

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:15 توسط Ro.na |


خای خالی

چه سوال امتحانی مسخره ای!!!!!!

/جای خالی را پر کنید/

مگر جای خالی پر میشود؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:13 توسط Ro.na |


یک هیچ

دلتنگ تو شدم امروز تا فردا

فردا شد و تو باز هم گفتی فردا

امروز دلم مانده و یک دنیا حرف

یک هیچ به نفع تو تا فردا

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:10 توسط Ro.na |


زمستان سرد

کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست

اما.............

آنقدر باوفا هستند که شاخه های خشک درختان را در فصل زمستان سرد تنها نمیگذارند

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:6 توسط Ro.na |